تبليغاتX
نگار عشق

 

زندگی قصر دل انگيز خيال ... زندگی زمزمه گرم جهان ... زندگی بوی دلاويز وصال ... زندگی آينه پاک زمان ... درنگاه گل سرسبز وجود ... در دل شادی و شور  ... در سراپرده ايی از بود و نبود ... زندگي رسم خوش عاطفه هاست ... گردش چرخ حيات ... تپش قلب زمين ... انعکاس گل نوراني مهر ... بر بلنداي تن آينه ها ... زندگي خنده زيبای اميد ... برشب تيره يأس ... تابش نور خدا  ... بر دل مرده خاک ... زندگی سنبل عشق ...  زندگی شادی و شوق  ... زندگی يکسره پيوند و صفاست ... زندگی زيباست

ساختن

به نام خدا

دوستان مهربان همراهان همدل سلام

حتما تا به حال از کنار خانه ايي که در حال تخريب است تا جايش را با يک آپارتمان جديد عوض کند، رد شده ايد . کوچه ما هم از تغيير و تحولات بي نصيب نيست و وقتي مي بينم اين خانه با اين قدمت و اين مقاومت در حال تخريب است.دلم بد جور مي گيرد. اما خوب که دقت مي کنم؛ مي بينم. گاهي وقت ها براي تازه تر شدن نياز به تخريب هست. گاهي وقتا بايد خانه دل را با تمام گذشته اش تخريب کرد.با همه خاطراتش با همه زشتی و زيبايي هايي که در گوشه و کنار دلمان جا خوش کرده. تعجب نکنيد. براي ساختن خانه جديد همه قسمت هايش را ويران مي کنيد.سرويس هاي بهداشتي اش، اتاق پذيرايي و خواب و آشپزخانه اش حتي باغچه کوچک و زيبايش را و همه اين تخريب چه از روي ناچاري و چه با ميل و رغبت براي نو شدن الزامي است.براي آن که بنايي تازه تر ساخته شود واجب است در خانه دل هم همين طور است. بايد تمام خاطرات تلخ گذشته را با همه بدي ها و خوبي هايش ويران کرد.چرا که وجودشان باعث رنج و آزار روح و روان مي شود و بعد از آن بايد در فکر بنايي تازه بود و اين بار با هوشياري تمام بايد از بهترين مصالح استفاده کرد و بنايي را پي ريزي کرد که در برابر تند باد حوادث مقاوم تر از قبل باشد و دست روزگار نتواند گزندي به آن برساند بايد سنگ هاي زيرين را اين بار با وسواس انتخاب کرد.همه چيز شدني است، تغيير و دگرگوني به شرطي سازنده مي شود که از اصولي خاص پيروي کند و برای این کار اول باید همه روزنه ها را براي نا اميدي مسدود کرد. بايد دريچه هايي رو به خدا تعبيه کرد تا هر گاه خانه از درون نمور و تاريک مي شود، نسيمي روحبخش از اين دريچه ها وارد شوند و دل را سرشار از هواي تازه کند و شادي ها را روز افزون نمايد.شاد بودن و شاد زيستن حق ماست و همانقدر که حق داريم خسته از ديدارها و شنيدارهايمان شويم حق داريم که راه هايي تازه تر بيابيم تا همه اين درد ها و رنج ها را التيام ببخشيم و نگذاريم خستگي ها در دلمان رسوب شوند. چرا که در گذر زمان همه اين رسوب ها قنديلي مي شود زشت و نا صاف که دلمان را از اعماق می رنجاند.پس هر درماني را قبل از آغاز درد انجام دهيم و يا حداقل در شروع رنج با همه وجودمان به مقابله برخيزيم بهانه گيري هايمان را دفن کنيم هيچ وقت نگوييم نمي شود. چرا که نشدي در دنيا هنوز ساخته نشده همه چيز با اتکاي به خداوند امکان پذير است همه چيز با ايمان به آن قدرت لايزال ممکن خواهد بود.کافي است ذره ذره وجودمان بر اين نيروي شگفت ايمان آورد و به باور برسد.خداي خالق زيبايي نمي تواند جز زيبايي را دوست بدارد و نمي تواند موجودي را که با عشق خلق کرده تنها و بي پناه رها کند. اما بايد اين باور همراه با خون در همه رگ هايمان جريان داشته باشد يک جريان دائمي و تا آخرين لحظه زندگي اگر توانستيد اينگونه بنايي را بسازيد مطمئن باشيد هيچ چيز شما را شکست نخواهد داد.هرگز گلايه و شکوه نخواهيد کرد و همواره از حس زيباي بودن لبريز از شور و شعف خواهيد شد.از امروز شروع کنيد اولين خشت را برای ساختن برداريد ....دوست خوبم خانه نو مبارک.

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط پرند در یکشنبه بیستم آبان 1386 | موضوع:
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
درباره وبلاگ
دوستی با مردم دانا چو زرین کاسه است
نشکند ور بشکند باید نگاهش داشتن

دوستی با مردم نادان سفالین کاسه است
بشکند ور نشکند باید به دور انداختن
آرشيو مطالب
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آرشيو
پيوندها
پيوندهاي روزانه
آرشيو پيوندهاي روزانه
 موسیقی

  

 

امکانات وبلاک